به گزارش شهرآرانیوز، دونالد ترامپ با صدای بلند تلاش میکند دو مخاطب مهم یعنی رهبران ایران و مردم آمریکا را متقاعد کند که او در جنگ حرف اول را میزند البته مشکل او این است که هیچکدام ممکن است گوش شنوا نداشته باشند.
با نزدیک شدن به پایان هشت هفته جنگ در این آخر هفته، بنبست در حال تنگتر شدن است، زیرا ایران با بستن تنگه هرمز به طور اجتنابناپذیری پیامدهای جهانی را افزایش میدهد و ترامپ سعی میکند با محاصره دریایی خود اقتصاد آن را تحت فشار قرار دهد.
سوالی که ممکن است نتیجه این جنگ را تعیین کند، این است که کدام طرف ارادهی سیاسیِ لازم برای دوام آوردن بیشتر نسبت به طرف مقابل را دارد؟
ترامپ این معادله را درک میکند چرا که او پنجشنبه در شبکههای اجتماعی اعلام کرد: «من تمام زمانِ دنیا را دارم، اما ایران ندارد.» سپس به روایتهای رسانهای که بیان میکنند رئیس جمهور آمریکا برای پایان دادن به جنگ بیتاب است، حمله کرد. ترامپ به خبرنگاران گفت: «به من فشار نیاورید، به من فشار نیاورید. هر خبری که میبینم این است که «اوه، ترامپ زیر فشار زمانی است» در حالی که من تحت فشار نیستم، نه، نه. میدانید چه کسی زیر فشار زمانی است؟ آنها هستند.»
برای امیدهای ترامپ برای پیروزی در جنگ و جلب حمایت دیرهنگام برای آن در میان افکار عمومیِ تردیدآمیز آمریکا، نیاز دارد که حرفهایش باور شود.
اما واقعیت این است که ترامپ از موقعیت دشواری شروع میکند، زیرا هفتههاست که درباره راهبرد خود اظهارات متناقضی مطرح کرده که اغلب با واقعیتهای میدانی در تضاد است. همچنین این احتمال وجود دارد که تلاش او برای نشان دادن اینکه نگران زمان نیست، در واقع تلاشی برای پنهان کردن فشار فزایندهای باشد که با طولانی شدن درگیری بر رئیسجمهور وارد میشود.
وی روز پنجشنبه مدعی شد که ایالات متحده «کنترل کامل» تنگه هرمز را در اختیار دارد. اما این ادعا درست نیست. قایقهای کوچک نیروی دریایی ایران به چندین کشتی در مسیر ورود به تنگه حمله کردهاند تا حلقه فشار خود را تقویت کنند. تهران نیز اعلام کرده نخستین عوارض عبور را از کشتیهایی که خواهان تردد بودهاند، دریافت کرده است. همچنین روزنامه واشنگتن پست گزارش داد که پنتاگون به کنگره اطلاع داده پاکسازی کامل همه مینهایی که ایران در تنگه کار گذاشته، ممکن است شش ماه زمان ببرد؛ موضوعی که میتواند آثار احتمالی این درگیری را طولانیتر کند.
در همین حال، نیک رابرتسون، سردبیر دیپلماتیک بینالملل CNN، در تحلیلی آورده است که ایران در بازی مرغ (بازی سنجش اراده و عقبننشستن) با آمریکا، بهطور غیرمنتظره در حال تبدیل شدن به بازیگر پیشتاز است.
نیروی دریایی ایران ممکن است متحمل خساراتی شده باشد یا زرادخانه موشکی و پهپادی آن آسیب دیده، رهبر و چند فرمانده نظامیاش را در حملات ترور اسرائیل از دست داده باشد، اما با این حال، ایران نشان میدهد که توان ایستادگی دارد؛ آنهم در نبردی که فرماندهان جدید نظامیاش آن را جنگی حیاتی برای بقا میدانند.
همچنین مونیکا تافت، پژوهشگر مهمان در اندیشکده کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه، میگوید: «همه چیزی که آنها (ایران) لازم دارند این است که نشان دهند برای پیروزی بر دشمن نیازی نیست او را شکست بدهید، حتی لازم نیست قدرتش را برابر کنید؛ فقط باید هزینه ادامه دادن جنگ را برای او بیش از حد بالا ببرید. ایرانیها جایی نمیروند و همچنان دوام میآورند.»
وی در ادامه میگوید: «از ظواهر امر پیداست که احتمال بسیار زیاد ایران از نظر اراده سیاسی و توان نظامی، از آمریکا بیشتر دوام میآورد.»
ترامپ همچنین با استناد به طولانی بودن درگیریهای پیشین آمریکا، تلاش میکند استدلال کند که «ماجراجویی» او در ایران تنها یک مقطع زمانی کوتاه است.
وی روز پنجشنبه گفت: «ما حدود ۱۸ سال در ویتنام بودیم. سالهای سال در عراق بودیم. دوست ندارم به جنگ جهانی دوم اشاره کنم، چون آن یک جنگ بزرگ بود. اما ما تقریباً پنج سال در جنگ جهانی دوم بودیم. هفت سال در جنگ کره بودیم. من شش هفته است که این کار را انجام میدهم.»
شاید رئیسجمهور نکتهای داشته باشد وقتی میگوید زمان زیادی برای توافق دارد. اما شاید بتوان این سوال را مطرح کرد که آیا مقایسه با جنگهای شکست خورده در عراق، افغانستان و ویتنام، مردم را دلگرم خواهد کرد یا خیر؟
نظرسنجیها در مورد این جنگ نه تنها از این جهت اهمیت دارد که جایگاه سیاسی متزلزل ترامپ را کمتر از هفت ماه مانده به انتخابات میاندورهای منعکس میکند، بلکه حاکی از آن است که جنگ طولانیمدت از نظر سیاسی پایدار نیست. رهبران ایران درک خواهند کرد که آمریکاییها از پرداخت میانگین ۴ دلار برای هر گالن بنزین خسته شدهاند.
همواره در جنگ علیه ایران از استراتژیهای آشفته و غالباً متناقض ترامپ انتقاد شده است. اما او اکنون اصرار دارد که پایان بازی را در دست دارد.
رئیس جمهور آمریکا استدلال کرد که مسدود کردن کشتیها و بنادر ایران توسط ایالات متحده، اقتصاد آن را به زانو در خواهد آورد. ترامپ اصرار دارد که «آنها هیچ کاری از پیشنمیبرند». همچنین گفت تا زمانی که تهران نتواند به زودی نفت را به کشتیها برساند، کل زیرساخت صنعت نفت مجبور به تعطیلی خواهد شد و استدلال کرد که رهبری ایران به دلیل جنگ چنان متفرق شده است که «آنها حتی نمیدانند چه کسی کشور را رهبری میکند.»
این در حالی است که پس از این اظهارنظر سران و مسئولان ایران اتحاد و انسجام خود را قویتر از هر زمان دیگری اعلام کردند و مهر باطلی بر صحبتهای همیشه متناقض ترامپ زدند.
ترامپ خطر تکرار یک روند خودتخریبگر در سیاست خارجی اخیر آمریکا را دارد. اغلب، مقامات سناریوهایی را ایجاد میکنند که فرض پاسخهای منطقی از سوی دشمن را دارند. در حالی که ترامپ موفقیت در جهان را با رفاه اقتصادی تعریف میکند، شواهد کمی وجود دارد که انقلابیون ایران همین احساس را داشته باشند. اگر اینطور باشد، ممکن است هیچ سطحی از فشار اقتصادی آمریکا نتواند ایران را وادار به عقبنشینی کند. آیا ترامپ و مردم آمریکا واقعاً مایلند که آن نقطه درد را تحمل کنند؟
یک احتمال دیگر نیز وجود دارد که باید در نظر گرفت. اگر ترامپ واقعاً منظورش را میگوید که او تحت فشار زمان نیست چه؟
روشنفکران واشنگتن فرض میکنند که برای کاهش تلفات حزب جمهوریخواه در ماه نوامبر، ترامپ مجبور خواهد شد جنگ را به زودی پایان دهد. اما رئیسجمهور اخیراً تقریباً تسلیم شکست دموکراتها به نظر میرسد چرا که در لحظاتی در روز پنجشنبه، به نظر میرسید که او سعی دارد آمریکاییها، و حتی خودش را متقاعد کند که قیمت بالاتر بنزین برای مدتی طولانیتر، مبادله منصفانهای برای جنگ او است.
او گفت: «میدانید در ازای آن چه به دست میآورند؟ ایران بدون سلاح هستهای که سعی در نابودی یکی از شهرهای ما یا کل خاورمیانه دارد.»
ترامپ قبل از جنگ، مدرک عمومی دال بر اینکه ایران در آستانه دستیابی به سلاح هستهای است، ارائه نکرده بود و شاید اگر قبل از آغاز جنگ و بمباران آن طرح میکرد موثرتر بود البته شاید.
اما گاهی اوقات رؤسای جمهور آمریکا جنگهایی را که نمیتوانند پیروز شوند، طولانی میکنند تا لکه شکست را از دامن خود پاک کنند. آیا منظور ترامپ ترامپ وقتی میگوید: «عجله نکنید» همین است؟